لحظه های سوخته

هر آنکس که مرا می بیند

<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

لحظه های سوخته ی زندگی ام را می خواند

 

سوختن و ساختن و سازشم را می جوید

 

سوختنم با رویاهایم

 

ساختنم با غمهایم

 

و سازش کردنم با غصّه هایم

 

زندگی را طی کردم

 

سپری کردم وعمرم راگذران کردم

 

حال چه گویم که هیچ ندارم

 

نه درختم که ریشه داشته باشم

 

نه آسمان که اشگ بریزم

 

نه خاک که زجه زنم و گردو خاکی بکنم

 

من همانم که گفته بودم

 

سارا دخترکی تنها هستم

 

 

/ 9 نظر / 14 بازدید
sara

man kheyli sara jan doset daram

چشمان سياه

سلام بر سارا دختر تنها من هم مثل تو چطوری خوبی يک سری هم به ما بزن باشه بابای

نازيلا محتشم

اگه لينکمو تو وبت بزاری در عوض شرمنده کردی چون چيز ديگه ندارم

پروين

سلام اگه موافق تبادل لينک هستيد منو با نام (‌ پروين )‌ لينک کنيد و بهم بگيد با چه نامی لينکتون کنم

(ّهيچکس و زد بازی)

سارا جان سلام .من وحيد هستم:در مورد موضوعی می خواستم با هم صحبت کنیم .اگه دوست داشتی تماس بگیر شماره تماس : (۰۹۳۶۴۱۳۲۲۱۰)

آدم برفي

اسم بلاگت منو کشوند اينجا ...مدتهاست که نه می نويسم ونه دنبال دوست بلاگی می گردم .... اينجا هم که انگار ديگه قصد آپ شدن نداره ... ولی من هر قلبی که برای فروغ بتپد رو دوست دارم ... اين نوشته رو هم خوندم ... نمی خوام با جمله ی کليشه ايه زيبا بود ازش استقبال کنم ... من اين نوشته رو دوست داشتم !!!!

امیر

سلام. وبلاگ جالبی دارین. بهتون تبریک میگم. خوشحال میشم به منم سر بزنین اگه دوست داشتین تبادل لینک کنیم منو با اسم "عصر مطلب" لینک کنین و توی نظرات بلاگم خبرم کنین